اصول اقتصاد تولید

بطور كلی اصول اقتصاد تولید خلاصه ای از مطالب زیر است و همة اهداف را برای تولید محصولات كشاورزی در بر می گیرد و دارای اصل كلی می باشد
دسته بندی مدیریت
فرمت فایل doc
حجم فایل 13 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 15

اصول اقتصاد تولید

فروشنده فایل

کد کاربری 1024

اصول اقتصاد تولید

بطور كلی اصول اقتصاد تولید خلاصه ای از مطالب زیر است و همة اهداف را برای تولید محصولات كشاورزی در بر می گیرد و دارای اصل كلی می باشد از بخش‌های تعاون و بخش های اقتصاد كشاورزی.

اصول كلی :
تعاون یك نهضت جمعی و دمكراتیك است . كنترل و اداره دمكراتیك از اصول كلی است كه وجه تمایز شركتهای تعاونی از كمپانیهای بازرگانی می باشد . بیان قطعی و آشكار خصلت دمكراتیك تعاونی این شعار است (یك عضو یك رأی) این شعار معنی دارد و حاوی این نكته است كه اساس تشكیل هر سازمان تعاونی فرد فرد اعضاء است كه دارای حقوق مساوی و در اداره و كنترل امور سازمان هستند .
اصل مربوط به نهضت تعاونی كه مورد تصویب بیست و سومین كنگره اتحادیه بین‌المللی تعاون قرار گرفته به شرح زیر است :
شركتهای تعاونی سازمانهای دمكراتیك هستند و وظایفشان باید تحت نظر اشخاصی كه منتخب یا منتصب اعضاء بوده و در قبال آنها مسئول باشند ، انجام گیرد . اعضای اتحادیه های تعاونی هم باید از حقوق متساوی (یك عضو یك رأی) برخوردار باشند و در اتخاذ تصمیماتی كه در سازمانشان مؤثر است ، شركت كنند و رویهمرفته اداره و كنترل شركت تعاونی باید بر مبنای دمكراتیك و به مناسبترین فرم انجام گیرد .
اطلاعاتی كه مورد توجه كمیسیون تهیه اصول كلی تعاونی قرار گرفت ، حاكی است كه سازمانهای تعاونی در درجه دوم نیز حق شركت در اداره كنترل امور سازمانهای وابسته را دارند و این امر به طرق مختلف و به شرح زیر اعمال می گردد :
الف-مسدولیت برحسب تعداد اعضای شركتهای تعاونی و عمده فروشیها .
ب-مسئولیت برحسب ارتباط متقابل اقتصادی (خرید كالا یا فروش تولید) .

هدف اصلی در اقتصاد كشاورزی و اقتصاد تولید
در هر فعالیت اقتصادی هدف عبارت است از برآوردن نیازمندیهای زندگی به وسیله منابع محدودی كه خداوند در دسترس انسانها گذارده است .
نیازمندیهای زندگی هرگز ثابت و یكسان نمی ماند ، بلكه با پیشرفت هایی كه در عوامل مختلف زندگی یعنی به بازار آمدن چیزهای تازه ، تغییرات وسایل زندگی ، بالا رفتن قدرت خرید و شاید بیش از هر چیز ، تقلید ، پیوسته روی می دهد هر روز در تغییر است .
از دیدگاه اقتصادی بهتر است این تغییرات در نوع و میزان احتیاجات همراه با دگرگونیهای تولید باشد تا امكان فراهم شدن نیازمندیها به آسانی دست دهد .
البته همیشه چنین نیست ، چه بسا عواملی كه موجب پیشرفت در تولید یا مانع از افزایش آن می گردد و به دست‌ آمدن خواستها و نیازها به آسانی میسر نمی شود .
بنابراین پرسشی كه پیش آید این است كه فعالیت كشاورزی چه نوع احتیاجاتی را در بر می گیرد و ویژگیهای آن احتیاجات كدام است و تأثیر نیازمندیهای مزبور بر فعالیت كشاورزی چیست ؟ پاسخ به این پرسش ذیلاً داده می شود .

وضع ویژه تولید كننده فرآورده های كشاورزی در اقتصاد
تولید كننده محصولات كشاورزی می دانند كه پس از عرضه محصول به بازار به قدر كافی تقاضا خواهند داشت . از این رو در هر حال ، یك بازار فروش برای او فراهم است و در كشورهای پیشرفته اطمینان بیشتری نیز برای روستایی تولید كننده فراهم شده و آن این است كه دولت مازاد محصول او را می خرد تا بنیه اقتصادی كشاورز ضعیف نشده و زیان نبیند .
در سال 1352 در ایران نیز با به تصویب رسانیدن آئین نامه ویژه ای (از آئین‌نامه ترتیب تعیین و تخمین كمترین بهای محصولات كشاورزی و دامی) موجبات تأمین خاطر روستاییان را كه در گذشته چشمشان به دست خریداران سلف و رباخواران حرفه ای بود فراهم ساخته ولی هنوز در مورد تمامی محصولات عمل نمی شود .
می دانیم كه تمام كالاها و خدماتی كه مردم به كار می بندند ، حاصل كار نظام اقتصادی تولید است و نتیجتاً مقادیر آنها به كارآیی نظام اقتصادی بستگی دارد . هر چقدر نظام اقتصادی بهتر سازمان یافته باشد ، مقادیر كالاهایی كه در دسترس مردم قرار می گیرد بیشتر خواهد بود . در هر نظام اقتصادی پنج وظیفه برای بقاء و رشد و توسعه آن باید انجام گیرد .
اولین وظیفه نظام اقتصادی تعیین انواع كالاها وخدماتی است كه باید تولید بشود چون كالاها و خدمات به خاطر مصرف مردم تولید می شود . برای تضمین مصرف باید كالاها و خدماتی تولید شود كه بیشتر از همه مورد نیاز مصرف كنندگان باشد .
پس باید وسیله ای باشد كه مصرف كنندگان بتوانند توسط آن خواسته های خود را در مورد انواع مقادیر كالاهای مصرفی ابراز كنند .
وظیفه دوم نظام اقتصادی سازماندهی به تولید كالاها و خدمات است به نحوی كه این كالاها و خدمات با خواسته های مصرف كنندگان مطابقت كند . منابع هر اقتصاد كه باید در تولید كالاها و خدمات به كار رود محدود است . از این رو برای تقسیم و تخصیص منابع موجود مانند زمین و كار و سرمایه ، در تولید كالاها و خدماتی كه بیشتر از همه مورد نیاز مصرف كنندگان می باشند وجود وسیله ویژه ای ضروری است.
اگر نظام اقتصادی طوری تنظیم نشده باشد كه این وظیفه با حداكثر كارآئی در آن انجام پذیرد ، كالاها و خدمات كمتر از مقادیر ممكن تولید خواهد شد ، به طوری كه با انتقال منابع از تولید بعضی از كالاها و خدمات به تولید برخی دیگر می توان تولید آنها را افزایش داد .
وظیفه سوم نظام اقتصادی توزیع تولیدات است ،‌در جامعه پیچیده امروزی ، صاحبان اغلب فعالیتهای اقتصادی منابعی را به كار می گیرد كه متعلق به افراد دیگری اتست ، پاداش به كار گرفتن این منابع در تولید كالاها و خدمات موردنیاز مصرف كنندگان به صاحبان اصلی آنها تعلق می گیرد .
اگر یك نظام اقتصادی بخواهد به حیات خود ادامه دهد و رشد و توسعه پیدا كند ، باید وسایل لازم برای نگهداری واحدها و وسایل تولیدی خود را فراهم سازد ، این چهارمین وظیفه یك نظام اقتصادی است .
كالاها و خدمات جدید تولید نمی شوند ، مگر اینكه نظام اقتصادی طوری سازمان یافته باشد كه تولید آنها مورد تشویق قرار گیرد . پس برای تحقیق و نوآوری باید دلگرمی ایجاد شود تا كالاها و خدمات جدید تولید به شیوه ای بهتر در دسترس مصرف كنندگان قرار گیرد وظیفه پنجم نظام اقتصادی فقط به یك دوره كوتاه مدت مربوط می شود ، در هر دوره زمانی مقادیر هر یك از كالاها نسبتاً محدود است . روشن است كه مقدار مصرفی هیچ كالایی نمی تواند بر مقدار موجودی آن فزونی یابد. نظام اقتصادی باید طوری تنظیم شده باشد كه در هر دوره زمانی مصرف هر یك از كالاها و خدمات را با مقادیر موجود آنها برابر سازد . وظیفه اخیر نظام اقتصادی در واقع نوعی جیره بندی است كه به تطبیق مقدار مصرفی از هر یك از كالاها و خدمات با مقدار موجود آنها مربوط می شود .
چهار وظیفه اول را كه در بالا به آنها اشاره شتد می توان به منزله بیان علاقه مصرف كنندگان به نوع كالاها و خدمات و تنظیم تولید برای جوابگویی به این خواسته ها تلقی كرد . وظیفه پنجم نظام اقتصادی تنظیم مصرف كالا و خدمات موجود بین مصرف كنندگان می باشد . هر نظام اقتصادی صرفنظر از نوع حكومت موجود پنج وظیفه را كه بیان كردیم باید انجام دهد لكن طرز انجام آنها به سازمان نظام اقتصادی بستگی دارد . در نوعی از نظام اقتصادی كه به نام اقتصاد آزاد خوانده می شود صاحبان منابع (زمین ،كار ، سرمایه) می توانند آنها را در تولید هر نوع كالایی به كار گیرند و یا به افراد دیگر واگذارند تا آن منابع مزبور را در تولید كالاها و خدمات قابل فروش مورد استفاده قرار دهند .در این گونه اقتصاد به صاحبان این منابع پاداش داده می شود و آنها می توانند در مقابل كالاهای مورد علاقه خود را بخرند .
در زیر درباره اینكه یك اقتصاد «آزاد» پنج وظیفه فوق را چگونه انجام می دهد به طور خلاصه بحث می كنیم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *