بررسی عوامل فرار دختران از خانه

بررسی عوامل فرار دختران از خانه
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل docx
حجم فایل 101 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 183

بررسی عوامل فرار دختران از خانه

فروشنده فایل

کد کاربری 4674

بررسی عوامل فرار دختران از خانه

فرار به فرانسه Evasion و به انگلیسی Runaway گفته می شود، عبارت است از شانه خالی كردن از زیر بار مسئولیت و شرایط نامطلوب و یافتن اوقات فراغت بیشتر، این فرار گاهی به این علت است كه شرایط سخت زندگی اجازه اطلاق موجود انسانی را به كسی نمی دهد و براساس طبقه بندی DSMIII، فرار جز اختلالات رفتاری شدید محسوب می شود نه به دلیل ماهیت آن، بلكه به دلیل فراهم آوردن مسائل و مشكلات فراوانی كه برای فرد و اجتماع به دنبال دارد، قابل توجه می گردد (فرجاد، 1370). لوئلاكول اظهار می دارد كه: میل به رهایی از قید و بند خانواده كه نوجوان در طلب آن است، ممكن است به فرار از قیود سرپرستی و نظارت پدر و مادر منجر گردید. ژاك پورساك فرار را مكانیسمی در جهت یافتن محل اثبات وجود می داند كه در خانه چنین فرصتی را نیافته است. (سعیدی به نقل از رضوی، 1365). پاره ای از افراد در مواجهه با موقعیت های ناراحت كننده و شكست زا آسانترین راه را كه عقب نشینی یا فرار است انتخاب می كنند (نوابی نژاد، 1371).

فرار بخشی از رفتارهای ناسازگارانه است كه كودكان ونوجوانان مرتكب می شوند و فرد به دلایلی از مدرسه یا محیط زندگی طبیعی خود فرار می‌كند. چنین رفتارهایی مقدمه اقدام به رفتارهای بزهكارانه بعدی محسوب می شود. كودكان فراری گروهی از كودكان هستند كه به دلیل سوء استفاده بدنی و روانی پدر و یا نامادری از خانه فرار می كنند. و فرار آنان غالباً در پی طلاق، مرگ و ازدواج یكی از والدین است. این كودكان ارتباط خود را به طور كامل با خانواده خویش قطع می كنند.

(عوامل موثر در فرار):

عوامل ذیل ممكن است در اقدام به فرار كودكان و نوجوانان دخیل باشد:

1- وجود شرایط تنبیه و اذیت و آزار والدین یا افرادی كه مسئولیت نگهداری آنها را به عهده دارند د راین وضعیت فرد قادر به عمل شرایط مذكور نبوده در نتیجه تنها راه نجات خود را در فرار جستجو می‌كند.

2- فرار به خاطر انتقام گرفتن از یك فرد یا خانواده.

3- تحقیقات نشان داده است كه بسیاری از كودكان و نوجوانان كه اقدام به فرار می كنند كسانی هستند كه خانواده های آنها از هم گسیخته است و به علاوه وجود خواهران یا برادران بزهكار نیز موجب فرار كودكان كوچكتر می گردد.

4- فرار از مدرسه و خانه ممكن است ناشی از ترس بیش از حد مدرسه باشد و این موضوع زمانی تشدید می شود كه فضای مدرسه بیش از حد نامساعد و ناراحت كننده باشد.

5- غیبتها و تاخیرهای مكرر در مدرسه، مردود شدن و همچنین وجود برنامه های تحصیلی نامناسب موجبات فرار دانش آموزان را فراهم می‌كند.

6- عدم آگاهی از مهارت های زندگی مثل مهارت حل مسئله.

7- تعلق داشتن به خانواده كم درآمد و فقیر.

8- تعلق داشتن به خانواده های پر اولاد و عدم دریافت كمبود توجه به اندازه كافی.

9- وجود تبعیض در محیط زندگی.

10- پایین بودن سطح فرهنگ خانواده.

11- گریز از آداب و فرهنگ عامه مردم.

12- ترس، خجالت و عدم اعتماد بنفس.

13- عقب ماندگیهای ذهنی و مشكلات جسمی.

اقسام فرار:

فرار اقسام مختلفی دارد. از جمله فرار صرعی، فرار هیستریك، فرار فراموشی و فرار معمولی. در فرار صرعی بیمار ممكن است دست به جنایت یا قتل بزند و بعداً تمام آنها را فراموش كند، اما در فرار عادی فرد كاملاً بر فعالیت های خود چه قبل و چه بعد از فرار آگاهی دارد (بیرجندی، 1346).

میل به فرار زیر بار فشارهای خانوادگی و اجتماعی و پناه بردن به محیطی كه نیازها و تمنیات نوجوانان در آن بهتر صورت پذیرد و مورد توجه قرار گیرد، همیشه در فكر وجود دارد در این دوره تمایل به عضویت در گروه های اجتماعی به اوج خودی می رسد (زاندوشستروم، ترجمه شاپوریان، 1356).

براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، سالانه بیش از یك میلیون نوجوان از خانه فرار می كنند كه 74% آنهادختر و 26% پسر هستند و این رقم در طول 4 سال گذشته افزایش قابل توجهی دارد، در جامعه ما نیز فرار كودكان و نوجوانان یكی از معضلات اجتماعی مهم است و از آسیب های جدی به خانواده و جامعه می باشد. ترك منزل بدون اطلاع والدین، حتی اگر با هیچ جرم دیگری از قبیل سرقت، روابط پنهانی با جنس مخالف و … همراه نباشد نوعی جرم محسوب می شود. در همین فرارهای اولیه است كه فرد به خاطر رفع نیازهای اولیه خود و با گذراندن وقت به اعمال ناهنجار دیگر از قبیل دزدی و ولگردی رو می آورد. از همه مهمتر محیط و شرایط كوچه و خیابان است. افراد همانند، یكدیگر را پیدا می كنند و به تشكیل گروه و باندهای اولیه بزهكاری مبادرت می ورزند. در صورتی كه این قبیل افراد به موقع شناسایی نشوند و به زندگی طبیعی باز نگردند منجر به تشكیل باندهای مخرب و بزهكار می گردد.

هرگاه فرایند رشد و تكامل فرد را از كودكی مورد بررسی قرار دهیم نحوه پیدایش رفتار بهنجار و نابهنجار تا حدودی قابل شناخت است.

نظریه های مختلف شناخت رفتار

نظریه یادگیری:

به نظر واتسون (1963) رشد فرایندی پیوسته است و تا پایان عمر ادامه دارد. رفتارهای نابهنجار مانند سایر رفتارها به كودك می رسد و یادگیری اساس رفتار است و در این زمینه تجربیات پاولوف، ثوراندیك و مطالعات آلبرت باندورا (1997) در مورد یادگیری پرخاشگری از والدین تاكیدی بر نظریه یادگیری- اجتماعی است.از نظر روان شناسی یادگیری نگرش ها به شیوه های مختلفی ایجاد می شود. نگرش ممكن است بر اساس فرایند شرطی شدن آموخته شود، بسیاری از كودكان در فرایند یادگیری شرطی، نسبت به برخی از امور پیش از آن كه معنا و مفهوم آن را درك كنند، نگرش مثبت یا منفی پیدا می كنند. علاوه بر فرایند شرطی شدن از طریق یادگیری اجتماعی و سرمشق گیری نیز، بسیاری از نگرش ها توسط كودكان آموخته می شود. كودكان از راه مشاهده رفتار دیگران، نگرش های آنان را یاد می گیرند. راسنه های گروهی مانند نشریات صدا و سیما نیز در شكل گیری نگرش مثبت و یا منفی در كودكان نقش اساسی دارد. شریفی (1371) درباره شكل گیری نگرش ها در كودكان و نوجوانان می نویسد: هیچ كودكی متدین و معتقد به اصول اخلاقی، آزاد اندیش، متعصب، بزهكار، ریاكار و … متولد نمی شود. كودك نگرش ها را در طول زمان و در مراحل رشد و تربیت یاد می گیرد.


– Bandar

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *